علائم افسردگی که ما هرگز در مورد آن صحبت نکرده ایم!

شاید تصور نکنید این حالتان از علائم افسردگی باشد

علائم افسردگی که ما هرگز در مورد آن صحبت نکرده ایم و همانطور که گفتیم شاید تصور نکنید این حالتان از علائم افسردگی باشد ؛ بله برخی از مواردی که در ادامه عنوان کرده ایم مثل فراموشی یا حتی مشکل در اجابت مزاج و روده ی شما از نشانه های افسردگی است ولی اطلاع ندارید.

علائم عاطفی افسردگی

1. گریه کردن سر هیچ چیزی از علائم افسردگی:
ما می توانیم برای چیزهایی که به ظاهر هیچ چیزی نیستند، گریه کنیم. این می تواند چیزی کوچک به اندازه عدم توانایی مطابقت دادن تمام جوراب در لباسشویی باشد. ما می توانیم به طور دائم احساس پریشانی و گریه دار بودن کنیم و در این وضعیت افسردگی تقریبا هیچ چیزی نمی تواند ما را خاموش کند.
2. احساس “عدم حضور”:
گاهی اوقات ما خودمان را از دست می دهیم و گم می کنیم. متوجه می شویم که برای چند دقیقه یا چند ساعت به فضا خیره شده ایم. گاهی اوقات ما از محیط زیست خود جدا هستیم در بعضی مواقع می توان احساس کرد که یک فضا یا یک دیوار نامرئی بین ما و دیگر افراد وجود دارد.
3. فراموشکاری از علائم عاطفی افسردگی :
ما فراموش کردیم که کجا کلیدهایمان را گذاشتیم، چه زمانی قرار ملاقات داشتیم، یا … گاهی علامت فراموشی و آلزایمرنیست پس همیشه وقتی چیزی را از یاد می برید نگویید آلزایمر دارم بهتر است به فکر بهتر شدن حال روحی تان باشید تا از دام افسردگی رها شوید.
4. گناه :
ما احساس گناه می کنیم که اجازه دادیم به خانواده و دوستانمان که از ما برای استفاده از زمان حرفه ای خود نا امید شوند. حس گناه در مورد تقریبا همه چیز ، می تواند ما را به طور کامل در خود فرو برد و به سمت افسردگی بیشتر هدایت کند.
5. تحریک پذیری از علائم عاطفی افسردگی:
ما زمان زیادی را صرف تلاش برای مقابله با آن میکنیم، اگر هر چیزی کمی اشتباه گرفته شود یا طرحهای ما را تغییر دهد، می تواند ما را فریب دهد. تحریک پذیر هستیم و کوچکترین اتفاقی که بیافتد، احساس می کنیم که به طور طبیعی ما را می سوزاند و می تواند ما را به لبه تیغ برساند.
6. افکار نفوذی از علائم عاطفی افسردگی :
ما می توانیم تلاش کنیم که افکار مزاحم ظاهر ناخوشایند را ایجاد کنیم. گاهی اوقات می توانیم چای را دم کنیم، و افکارهایی با روش های مختلفی پدیدار می شوند که با چه روش هایی در این کار می تواند به ما صدمه برسد.
ما می توانیم در خیابان قدم بزنیم و افکار مزاحم پدید آیند و به ما بگویند که به خودمان آسیب برسانیم. به نظر می رسد که آنها می توانند وارد مغز شوند، با هشدار کم و یا هیچ چیزی، و می توانند کاملا قریب به اتفاق باشند.
7. اندامهای سربی:
می توان احساس کرد که اندام ما از سرب ساخته شده است. ما یک فنجان چای را روی لبهایمان قرار می دهیم اما قرار دادن آن روی لب ها هیچ حسی را نمی دهد – بازوهای ما خیلی سنگین هستند. ما می خواهیم به پیاده روی برویم، اما حرکت کردن بسیار سنگین و سخت است. هر کاری را که بخواهیم انجام دهیم، انگار در برابر جریان قوی باد خواهد بود.
8. از دست دادن میل جنسی از علائم افسردگی :
افسردگی می تواند باعث از دست دادن میل جنسی ما شود. گاهی داروهایی که ما برای افسردگی می خوریم نیز می تواند باعث از دست رفتن میل جنسی شود یا می تواند بدترش کند.
9. بهداشت شخصی:
ما اغلب با بهداشت شخصی خود درگیر هستیم. ما به اندازه کافی در مورد خودمان اهمیتی نمی دهیم تا با آن همکاری کنیم. چرا که انرژی کمی داریم، برای همین این کار را انجام نمی دهیم، مگر آن که اولویت بندی کنیم.
10. مشکلات غذایی و نوشیدنی از علائم عاطفی افسردگی:
افسردگی می تواند اشتهای ما را از بین ببرد که می تواند موجب کاهش وزن شود. همچنین می تواند سبب شود که ما راحت بخوریم یا سعی کنیم تا احساسات خالی خود را از بین ببریم که باعث می شود وزن ما زیاد شود.
گاهی اوقات بر روی غذاهای آماده و وعده های غذایی تکیه می کنیم، زیرا انرژی، انگیزه و یا فضای مغز برای آشپزی نداریم.
که می تواند باعث داشتن رژیم غذایی نامتعادل شود.
بسیاری از ما به اندازه کافی مایعات نمی نوشیم، که می تواند باعث سردرد، خستگی و احساس بیماری شود.
همچنین می توانیم مشکلات گوارشی مانند رفلکس اسید را تجربه کنیم.
11. مشکلات دستشویی رفتن از علائم افسردگی:
افسردگی می تواند روده های ما را به انجام کارهای مختلف وا دارد. اینکار می تواند به مشکلات باد روده منجر شود که می تواند فوق العاده ناراحت کننده باشد. این باعث می شود روده های ما به خوبی کار نکنند که خوب نیستند. گاهی اوقات می تواند بر سلامتی ما نیز تاثیر بگذارد. پیش از این هم گفتیم که افسردگی فقط بر ذهن ما اثر نمی گذارد، بر بدن ما نیز تأثیر می گذارد.
12. ضعف در انجام کارهای خانه:
وظایف عمومی خانه داری می تواند مانند موانع غیرقابل تحملی باشند. ما در نهایت ماهها خانه را بدون انجام کاری ترک می کنیم. مسواک زدن در جای خودش نیست. نشستن ظروف ده سال گذشته (یا به طور کامل ظروف رل بیرون می ریزیم). ما مردم را بیش از این دعوت نمی کنیم؛ چرا که از جایی که در آن زندگی می کنیم خجالت زده ایم. خانه ما احساس خانه بودن را نمی دهد، اما از طرفی هم انرژی نداریم تا آن را درست کنیم.
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *