انتقاد از خود یا خود انتقادی

انتقاد از خود یا خود انتقادی (self-criticism)

 

من خیلی احمقم ، من یک بازنده هستم ، من خیلی زشتم ، من خیلی ضعیف هستم ،  من نمی توانم کاری را درست انجام دهم.

اینها فقط چند نمونه از گفتگوی درونی است که توسط افراد دچار تمایل به خود انتقادی ابراز می شود. این انتقادات به شدت با احساس خوب نبودن شخص به اندازه ی کافی همراه است. احساس فرومایگی ، بی ارزشی، عدم موفقیت و احساس گناه. این انتقادات ممکن است قضاوت در مورد توانایی ها ، هوش ، ظاهر جسمانی و حتی افکار یا احساسات شخص باشد.

 

تعریف :

انتقاد از خود شامل این است که فرد چگونه خود را ارزیابی می کند. انتقاد از خود در روانشناسی به طور معمول به عنوان یک ویژگی شخصیت منفی مورد بررسی و بحث قرار می گیرد که در آن فرد دارای هویتِ مختل شده است. خود انتقادی اغلب با اختلال افسردگی اساسی همراه است.

 

انتقاد از خود با اشاره به نقایص درک شده فرد ، می تواند روشی سالم برای افزایش خودآگاهی و دستیابی به رشد شخصی باشد ، اما ممکن است مانعی برای عزت نفس و ارامش خاطر فرد نیز باشد.

انتقاد از خود اغلب ممکن است به تسهیل فرایند یادگیری از اشتباهات فرد کمک کند و همچنین در صورت تلاش برای غلبه بر نقاط ضعف یا عادت های ناخواسته ، می تواند کمک کننده باشد.

 

عوامل موثر در به وجود امدن خود انتقادی:

بذر های انتقاد از خود از همان اوایل کاشته می شود. گلن شاهار(Golan Shahar  ، روانشناس اسراییلی و نویسنده ی کتابِ فرسایش: روانشناسی آسیب شناسی خود انتقادی) میگوید: دو عامل ممکن است نقش در به وجود امدن خود انتقادی داشته باشد: روابط خانوادگی خشن ، نکوهشی و مجازاتی ، یا یک ژنتیک بسیار آسیب پذیر که تمایل به نگاه درونی و جستجوی نقص دارد. و البته وی افزود ، هر دو عامل می توانند با هم ترکیب شوند تا نقشی داشته باشند.

 

سرچشمه های انتقاد از خود:

تمایل به انتقاد از خود از روابط اولیه ما سرچشمه می گیرد. ممکن است والدین انتظارات بسیار بالایی داشته باشند. ما ممکن است یک خواهر و یا برادر داشته باشیم که از نظر تحصیلات دانشگاهی یا ورزشی برتری داشته باشد و همیشه مورد توجه و تمجید خانواده باشد.

خواسته های سختگیرانه ی معلمان یا مجازات مربیان نیز ممکن است در این تمایل نقش داشته باشند.

مذهب یا فرهنگ ما نیز ممکن است خواسته های زیادی از خود به ما القا کند که باعث میشود احساس ما به اندازه کافی خوب نباشد. دوستی ها همچنین می توانند به این نوع انتقاد درونی دامن بزنند. ممکن است در زمان جستجوی ارتباط با دیگران احساس ناتوانی ، غیرقابل تحمل و نامطلوب داشته باشیم.

 

تغییرات مغز در هنگام انتقاد از خود:

تحقیقات در علم مغز نشان داده است که همان نواحی مغز که به تهدید خارجی پاسخ می دهند با انتقاد از خود نیز فعال می شوند. و درست همانطور که مغز در بستر رابطه با دیگران توسعه می یابد ، رابطه ای که با خودمان داریم نیز این پتانسیل را دارد که ما را در معرض تهدید قرار دهد.

انتقاد از خود و عصبانیت ناشی از آن بسیار می تواند باعث تجربه پاسخی که ممکن است در پاسخ به یک تهدید خارجی تجربه کنیم، شود. این پاسخ شامل افزایش کورتیزول است که بطور مشابه جریان نوراپی نفرین که یک انتقال دهنده عصبی است را افزایش میدهد که باعث افزایش ضربان قلب ، فشار خون و جریان خون به عضلات اسکلتی میشود.

سالها تحقیق در مورد عصبانیت و به طور کلی استرس تأکید می کند که هر دو علائم جسمی و عاطفی زمانی بروز می کنند که این حالت ها بیش از حد برانگیخته می شوند. مانند زمانیکه انتقاد از خود با خشم همراه است. این امر می تواند افسردگی و اضطراب را تقویت کرده و بسیاری از علائم جسمی را که نسبت به استرس حساس هستند تشدید کند.

 

شما فردی خود منتقد هستید اگر…

* خود را برای هر موقعیت منفی مقصر می دانید.

اغلب از ریسک کردن اجتناب میکنید.*

اغلب از ابراز عقیده خودداری می کنید.*

اغلب خود را با شخص دیگری مقایسه می کنید. *

هرگز از دستاوردهایتان راضی نیستید.*

استانداردهای غیرممکن بالایی دارید.*

هرگز درخواست کمک نمی کنید.*

نیازها و خواسته های خود را اظهار نمی کنید.*

از والدین یا مراقبان خود انتقاد میکنید.  *

برای تجزیه و تحلیل اشتباهات اصرار میکنید.*

به راحتی نمی بخشید.*

و تعریف دیگران را نیز قبول نمیکنید.  از خودتان تعریف نمیکنید*

در مقابل بازخورد حالت تدافعی میگیرید.*

 

عواقب ناشی از خود انتقادی:

انتقاد از خود منجر به پیامدهای منفی زیادی می شود.

به عنوان مثال ، افراد خودمنتقد هر روز احساسات مثبت کمتری داشته و احساسات منفی بیشتری را تجربه می کنند.

به احتمال زیاد افسرده می شوند و بیشتر در معرض انواع مختلف بیماری های روانی مانند اختلالات خوردن و اختلالات اضطرابی قرار میگیرند.

با مشکلات در زندگی خود به روشی اجتنابی و کمتر سازنده مقابله میکنند به عنوان مثال هنگام ناراحتی به جای جستجوی حمایت ، از دیگران دوری میکنند.

 

درمان:

درمان غالباً می تواند برای افرادی که خود منتقد هستند مفید باشد ، تا حدی که عملکرد روزانه یا کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر قرار گیرد .

یك مداخله مؤثر برای انتقاد از خود ، شفقت به خود یا تمرین مهربانی و درک خود است. یک درمانگر می تواند راه های تمرین شفقت را آموزش دهد.

مداخلات ذهن آگاهی همچنین به عنوان یکی دیگر از روشهای مؤثر در مبارزه با انتقاد از خود عمل می کند. ذهن آگاهی ، که به آگاهی غیر قضاوت کننده از افکار و احساسات شخص مربوط می شود ، به افزایش عزت نفس مرتبط است.

درمان می تواند بینش در افکار و احساسات را بهبود ببخشد ، و افراد با مهارت ذهنی بیشتری بهتر بتوانند تجربیات درونی را بطور کلامی توصیف کنند ، افکار و احساسات را بدون قضاوت در نظر بگیرند ، روی رویدادهای حال حاضر متمرکز شوند و از واکنش به هر فکر منفی خودداری کنند.

اعتقاد بر این است که ذهن آگاهی احتمالاً توانایی شخصی در اعتبار سنجی و به چالش کشیدن افکار منفی را بیشتر می کند.

در درمان ، انواع مختلفی از انتقاد از خود نیز می تواند مورد بررسی قرار گیرد ، و یک درمانگر ممکن است بتواند به افراد در درمان کمک کند تا بر نقد سازنده و مفید تمرکز کنند.

 

 

 

منابع:

www.psychologytoday.com

www.goodtherapy.org

www.wikipedia.org

 

 

گرداورنده:

نیوشا زرگرزاده

ممکن است علاقمند باشید:

مهارت های دهگانه زندگی

 

 

 

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *